تبليغاتX
تبسم بهار
تبسم بهار
اگر تنهاترين تنها شوم باز خدا هست او جانشين همه نداشتنهاست
قالبهای وبلاگ تماس آرشیو صفحه نخست
  دلنوشته ها     جمعه پنجم تیر 1388-23:22-تبسم   

سلام این پست از همه چیه یه جور دل تنگیه .

تیکه تیکه نوشته میشه. مهم نیست . اصلا واسه دل خودم بیشتر می نویسمش.

دلنوشته1:چند هفته پیش زنگ زدم به چند تا از بچه های دوره کاردانی یاد قدیما کردیم.

به ساناز گفتم پشت سرت گفتم دلم هوای سانازی بی شعورو کرده .ببخشید پشت سرت بهت فحش دادم . کلی خندیدو گفت نه بابا اشکالی نداره.

به زهرا زنگ زدم و از سر کارش گفت.

پروین از آرایشگریو خواستگارای عتیقه که این زمونه زیاد شدند می گفت.

به نیوشا که  یک ماهیه عروسی کرده و رفت سر خونه زندگیش. راستی اطی  نیوشا بهت خیلی سلام رسوند.

قراره من که برگشتم از میبد یه قرار بذاریم همدیگه را ببینیم.

بچه های کارشناسی هم خوبند ولی صمیمیت بچه های  دوره کاردانی خیلی بیشتر بود.

وقتی دلم هوای کسیو  میکنه بهش زنگ میزنم مثه یه عده ادم نمیشینم بگم ای یادش بخیر.

بابا اگه از هم یاد نکنیم که از یادها میریم.

دلنوشته 2:امروز وقتی جلوم نشستو گریه کرد از دل تنگیاش گفت از بی کسیاش گفت نمی تونستم چیزی بگم فقط دستشو گرفتم و گفتم خدا را داری. تموم حرفاش درست بود. منم اگه بودم الان دیگه ذله شده بودم.

فقط تنها کاری که می تونم واسه خیلی ها که دوستشون دارم بکنم فقط دلداری دادن و توی کارای کوچیک کمکشون کردنه.

کاش باز هم می تونستم کمکشون کنم.

دلنوشته 3:یه موقع هایی سعی می کنم ادم بشم ولی قربونش برم ادم شدن انگار تو کار من یکی نیست.

شاید خیلی از کارای ثوابو انجام میدم ولی با یه گناه میزنم همه چیو داغون می کنم.انگار وقتی داری صراط مستیقیمو میری شیطون میپره جلوتو میگه تو بهت نمیاد  آدم باشی بیا برو قاطیه همون ...... حتی نمی دونم چه واژه ای واسه اش بذارم.

گاهی از خودم بدم میاد متنفر میشم.

یه جای یکی گفت درسته خدا گفته صد بار اگر توبه شکستی بازا ولی نه دیگه واسه گناهی که تو صد بار انجام میدیو توبه می کنی.

اون واسه صد تا گناه جور واجوره نه واسه منی که از یه گنا توبه می کنم ولی باز یه کم که خوب میشم دوباره به دعوت شیطون گوش میدمو  روز از نو روزی از نو. خدایا شرمنده ام . خدایا دیگه خودت آدمم کن.

 خبر تبسمی: دارم فردا میرم میبد واسه امتحانات. دو هفته ای نیستم.

عذر تبسمی : اگه به کسی توهین کردم ازش می خوام که منو ببخشه. من قصدم این نیست ولی گاهی دیگه  نمیشه. من قصد اذیت کسیو ندارم.

دلتگی تبسمی :دلم هوای زاینده رود پر آبو کرده.صدای آب که می خوره به زیر پل خواجو هیبت اصفهان نشون میده.

خواسته تبسمی:بیاید واسه خیلی چیزا از ته دل دعا کنیم . واسه ظهور واسه شفای مریضا واسه خوشبختی واسه عاقبت به خیری.

مناجات تبسمی:دعای همیشگی من همیشه و همه جا اینه:

خدایا آنی و کمتر از آنی ما را به خود وا مگذار. آمین.

 


لینک به نوشته  |