سلام
توی یه پستی این نظرات گفته شد که من بهتر دیدم توی یه پست همه اشو بنویسم.
ژاله
ببین هیچ کس نمی تونه بفهمه که واقعا اووون طرف خوووبه خوووب هست یا نه؟!!!
چون کسی ذات واقعی خودش رو تا زیر یه سقف نره نمی فهمه که اووون چطوره!!
مجتبي
برا اینکه بفهمی یه دختر خوبه از رفتارا و کاراش میشه فهیمد.
اگه چند جلسه باهم باشن و رفت و آمد هایی که میشه.
و از حرفایی که بهم می زنن.
می تونه بفهمه که دختره رو دوست می داره یا نه و دختر خوب هست یا نه.
عشق و عاشقی هم که باشه دیگه منطق ودلیل نداره همین جوری از هم بدون دلیل خوششون میاد.
ولی برا یه دختر که می خواد بفهمه یه پسر چه جوریه.
من خودم به پسرا اعتماد ندارم.ولی بازم از حرفا و چند سوال و رفت وآمد باهم میشه فهمید که طرف خوبه و چطوریه.
برا اینکه خوب بودن رو فهمید باید با حرف و رفت و امد تشخیص داد.
ولی برای وفادار بودن یک طرف به دیگری و بلعکس .
نمی دونم چه جوری میشه فهمید.
ثنا
این موردیه که هیچ کس نمی تونه یه نظر قطعی بده چون فقط خدا بنده هاشو می شناسه و بس .
به نظر من اولین چیزی که می شه ازش فهمید تحقیقات در سطح وسیع و تا حدی اعتماد به حرف دیگران چون تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها .
دوم نامزدی قبل از عقد اگه عاقلانه باشه می شه خیلی چیزا از دختر یا پسر بیرون کشید نه تو هپروتن و برا هم لاف می یان میشه فهمید طرف چند مرده حلاجه.
سوم این که طرف از نوع سنتی پا پیش گذاشته یا نه از نوع امروزی
چهارم تو برخورد اول چقدر صادق بوده
پنجم ازدواج از نظرش چیه .
ششم معیارهایی که برای همسر آیندش داره
هفتم براش مهم طرف قبلا چیکاره بوده یا نه هر کاری کرده به خودش مربوطه .
هشتم آیا به عشق اعتقاد داره ؟
نهم طرفا برا خودش می خواد یا برا پول باباش برا چشماش برا ... .
دهم الا غیر ...
منظور از طرف دختر یا پسریه که پا پیش گذاشته
مجيد
اول باید پسر یا دختر خودش باید پاکدامن باشه تا توقع زوج پاکدامن را داشته باشه. این عین آیه قرآنه که مردان پاک نصیب زنهای پاک می شن و برعکس
دوم اینکه توکل کنه به خدا و از خود خدا مدد بخواد که زوجی در شان خودش نصیبش بشه
سوم اینکه خوب تحقیق کنه از خودش و خانواده اش.
در مورد کامنت ثنا باید بگم مورد هفتمش در خیلی موارد درسته. ولی درمورد اینکه طرفش اهل هرزگی و این جور چیز ها باشه یا نه به نظرم حق هر کسیست که اگه خودش پاک باشه انتظار داشته باشه همسرش هم پاک باشه
هموطن
دختر یا پسر ، فرقی نمیکنه ، بعنوان یه موجود زنده و دارای حق حیات میتونه هر گونه ائی از زیستن رو انتخاب کنه . یکی خیلی افتضاح و یکی هم خیلی بسته و منجمد شده و بینابین ایضا . این مربوط به زندگی قبل از تاهل هستش .
اما پیدا کردن یه فرد مناسب :
هر کسی به فراخور محیطی که در اوون رشد پیدا میکنه ، آگاهی هائی هم نسبت به همون محیط کسب میکنه . پس یکراه استفاده از تجربیات هستش . چه از خودش باشه ، چه در نتیجه کنکاش اطرافیان صدیق باشه .
یکراه دیگه ارتباط مستقیم هستش و بیان خواسته ها و دیدگاه ها و متقابل دونستن همین توقعات از طرف .
یکراه دیگه اطمینان کردن و به قول معروف توکل کردن با خداست . این یکی یه جورائی لنگ میزنه بیشتر از موارد فوق .
و اما ...
چرا خودمون رو گول بزنیم ؟ اصولا ، هم سوال سختیه و هم بی نتیجه . موارد فوق حد اکثر میتونن یه دیدگاه و نگرش صوری ایجاد کنن ، همین . داشتن یه رابطه طولانی مدت و البته با رعایت اصول و موازین قانونی و شرعی و عرفی میتونه نگاه دقیقتری به فرد بده ولی مکفی نیست .
با توجه به خصوصیت پیچیده موجودی بنام " آدمیزاد " حتی یه برادر یا خواهر و یا هر یک از اعضای یک خونواده هم نمیتونن مدعی بشن که تونستن به تمامی خصوصیات هم پی ببرن . یک زن و شوهر هر جوری هم که نسبت به هم شناخت داشته باشن باز هم شناخت کاملی نخواهد بود و در لحظه مرگ اعتراف میکنن که اونطوری که باید طرف مقابل خوشون رو نشناخته بودن .
پس بیائیم به هدف خودمون از ازدواج فکر کنیم و نوع ایجاد رابطه ائی که در رابطه با همسر آینده مون پیش میخوایم بگیریم . اینکه ازش چی میخوایم ؟ چی انتظاری ازش داریم ؟ چه جایگاهی از نقطه نظر زندگی مشترک ، اجتماعی ، فردی ، اقتصادی و ... براش در نظر میگیریم و متعاقبا اینکه آیا خودمون هم بهش پای بند خواهیم بود یا خیر ؟ و البته موارد دیگه بسیار . اما به یه شناخت حتی سطحی برای بنیان یه زندگی مشترک بنابر موارد مذکور تاکید میکنم . خلاصه اینکه بعد از تشکیل زندگی مشترک بر حسب شناخت اولیه که به اقتضای زمان و مکان و محیط و طرف مورد نظر و ... متفاوت خواهد بود نوع مدیریت بعد از تشکیل زندگی مشترک حرف اول رو خواهد زد . اگه نگاه یکسان و برابری باشه دوام زندگی تضمین شده هستش . در غیر اینصورت احتمالا جدائی ، خیانت و ... از عواقب تشکیل چنین زندگی خواهد بود .
اطلس
خانواده ی طرف خیلی مهمه
فکر کنم حداقل حدوده 5٪ می شه از خانواده ی طرف به نتیجه رسید.
اينها نظراتي بود كه اين تعداد دوستان براي من گذاشتند كه اميدوارم دوستمون به جوابش رسيده باشه.
چند وقت پيش كتابي مي خوندم كه حدود يه هفته اي دستم بود. كتاب خوندن من طوريه كه اگه نياز به فكر داشته باشه . چند باري مي خونم تا خوب برام حلاجي بشه. يه سر رسيد هم دارم كه مطالب و نكاتي كه برام جالب و خوب باشه را مي نويسم.
اين كتاب ده اصل براي ازدواج و انتخاب همسر شايسته را گفته كه من خلاصه مي نويسم. اميدوارم كه ديگه دوستمون به جوابش برسه.
1.از هفت خطاي انتخاب همسر اجتناب كنيد.
(-سرعت بيش اندازه در انتخاب همسرجايز نيست.
-در كم سالي ازدواج نكنيد
-بيش از حد براي ازدواج اشتياق نشان ندهيد.
-براي راضي كردن ديگران ازدواج نكنيد.
-قبل از اينكه كسي را از جميع جهات نشناخته ايد ازدواج نكنيد.
-با توقعات بيجا ازدواج نكنيد.
-با اشخاصي كه مسائل رفتاري و شخصيتي ادامه دار مواجه هستند ازدواج نكنيد.)
2.درباره كسي كه قصد ازدواج با او را داريد اطلاعات كافي به دست بياوريد.
3.با كسي ازدواج كنيد كه به شما شبيه است.(منظور از نظر اخلاقي و رفتاري و خانوادگي و فرهنگيه)
4.با كسي ازدواج كنيد كه از سلامت رواني و عاطفي بر خوردار باشد.
5.عشق را در اعماق وجود خود بيابيد و ان را با دقت ابراز كنيد.
6.قبل از ازدواج به همه جوانب توجه كنيد.
7.صميميت كلامي را بياموزيد.
8.راه حل فصل اختلافات را بدانيد.
9.به ازدواجتان متعهد گرديد.
10.ازدواج خود را با حمايت كامل خانواده جشن بگيريد.
پ ن: یه چند وقتی دیگه براتون پست گذاشتم. من به خاطر این دوستومن این مطالبو گفتم وگرنه منو چه به این حرفا. ولی خوب فکر کنم همه ماها نیاز داریم یه سری اطلاعاتمون را در این زمینه بالا ببریم.
فعلا