سلام چطورين؟ خوبين؟ سلامتين؟
ديشب يه باد خيلي بد گرفت نمي دونين چقدر وحشتناك بود اصلا جايي خبري نبود ولي يه باد وحشتناكي گرفت . بعدش هم برقا قطع شد . البته ما برق نداشتيم فكر كنم بقيه داشتن
هنوز 9 نشده بود برق قطع شد تاااااا ساعت 11:30 
فكرشا بكن
هيچ كاري نميشد بكني
مهتابي استراري هم نورش چشما مي زند
شام كه خورديم كاري نداشتيم . يعني كار بودا نميشد انجام بدي
منم همين طور نشسته بودما و غر مي زدم
مامان اومد يه تسبيح داد دستم گفت اينا بگير صلوات بفرست
منم حرف گوش كن گرفتم و يه كم صلوات فرستادم ولي بعدش خسته شدم و مثه اين لاتاي چاله ميدون تسببيحا
مي چرخوندم
ماماني هم مي گفت عجب كاري كردما
اين تسبيح پاره ميشه دونه هاش ميفته اين وسط .
چند بار هم وقت بود بخوره تو صورت خودم
بعد ياده يه جوك افتاده
نمي دونم شنيدين يا نه؟
يه بار يه لاتي سر كوچشون وايساده بوده و هي تسبيحا مي چرخونده. يه اخوندي مياد بهش ميگه پسرم به جاي اينكه اين تسبيحا بچرخوني اسم اماما را بگو يه ثوابي هم ببري
پسره يه چند دور اين كارا مي كنه و لي بعد خسته ميشه و ميگه اماما سفت بشينن
مي خوايم بريم
(دوباره تسبيحا مي چرخونه)
ولي خوب تسبيحا ما پاره نشد ولي نمي دونم افتاد كجاي مبل هر چي گشتيم پيدا نشد .
ديگه بعد هم دوباره من زد به سرمو يه كم نشستم براي ماماني حرف زدم و گريه كردم راجب به ....
نمي دونم چي بگم. شايد صلاح و حكمت خدا اين بوده.
لحظه ها
دلم براي تمام لحظه هايي كه با تو بودم تنگ شده
لحظه هايي كه هيچگاه فراموش نمي كنم
لحظه هايي كه هميشه در خاطرم هست لحظه هايي كه از غم دوري تو گريه كردم
لحظه هايي كه تو به ياد من نبودي ولي من به ياد تو و براي تو اشك فراق ريختم
چگونه بگويم كه بهترين لحظه هاي عمرم را هم به ياد تو بودم .
دلم مي خواست براي لحظه اي تمام اين لحظه ها تكرار مي شد و به تو مي گفتم
تمام لحظه های عمر من فدای لحظه لحظه نگاه تو .
ايستگاه عوارضي
زندگي جاده ايست كه جايگاه مشخصي براي ايستگاه هاي عوارضي ان مشخص نكرده اند .
يك نفر ازخواب بيدار مي شود و به يك ايستگاه بر مي خورد
يك نفر دارد مي خندد و به ايستگاه عوارضي مي رسد.
اگر به ايستگاه عوارض بر خوردي غصه نخور چون براي ايستگاه عوارضي بعدي بايد قبض ايستگاه قبل را نشان بدهي . اگر هم قبض ها را قبول نكردن مطمئن باش در جايي ثبت شده و روزي از تو
بابت اين قبض جواب مي خواهن.
حتما در ايستگاه عوارضي آخر تمام اين قبض ها را نگاه مي كنن و به تو قبض بزرگتري ميدهن به نام نامه اعمال.
پ ن : بالاييا را اون دوستم نوشته . البته خيلي نوشته ولي خوب اين ها تيكه هاي كوچيكش بود كه من ديدم بهتره. خودشا كشت تا اينا را داد.
بخونين و نظرتونا حتما بگين .
بدون تعارف هم بگين چون مي خواد ببينه دست به قلمش خوبه يا نه .

