سلام چطورين ؟؟؟؟
اون هفته اي كه گذشت داشتيم به امر خطير خونه تكوني مي رسيديم و حسابي دستمان بند بود 
البته اتاق خودم و يه اتاقا كه خونه تكوني شده بود
ولي خوب اتاق ماماني و سالن و آشپز خونه مونده بود .
از يكشنبه دست به كار شدم و خودم تنهايي تو خونه بودم . تا مامان خانوم اومدن بيان اتاقشون تموم شد و اينجا من حكم يه خدمتكار دست به سينه خانوم خونه بودم
فرداش هم دوباره ماماني نبودش منم تنهايي چيزاي آشپزخونه را ريختم بيرون و ديگه رسيدم به ميز كه اونم كشيدمش و بعد گير كرد به ديوار 
يعني چي ؟
يعني اينكه ديگه نميومد جلو و كلا جلوي راه را بسته بود و اگه مي خواستي بري تو اتاق خوابا يا توي سالن بايد از زير ميز
مي رفتيا ميومدي و همچين ديوار يه تيكش يه كوچولو رنگش ريخت
فرداش ديگه براي سالن آبجي خانوماي محترمه اومدن اونجا و كمك كردن
يكي از خواهرام داشت ديوار سالنو پاك مي كرد كه يه تيكه سيم كه پشت قاب به خاطر جاي لامپي ول بود
حالا هي ميگه وااي منا برق نگيره
من اگه طوريم بشه شوهرم يه زنه سالم ازتون مي خوادا اااااااا
منم گفتم پاك كن خودم زنش ميشم . زود باش مينم
بعد يه كم فكر كردم گفتم بيا پايين من زن شوهرت نميشما
بيا مينيم
حالا مي گفت نه طوري نيست خره شوهرم خوبه . مرد خوبيه
منم گفتم بي خود من زنش نميشم . بيا مينم من نمي خوام . 
بعدم نشستن دارن ميگن كه آره فلاني كه زنش مرد رفت خواهر زنشا گرفت
جالبه فكر كردن سن شوهراشون كمه
روزه جمعه هم تميز كار اومد براي راه پله ها و زير زمين و حياط كه حسابي شسته بشه
هر چي مي رفتم اين مرده را ميدم ميومدم مي گفتم الهي من بميرم .
چرا آخه بايد يكي بياد خونه يكي ديگه را تميز كنه. ديگه تا عصر من 100 بار گفتم الهي من بميرم.
هر چي هم مي خواستيم بهش بگيم فلان كارا بكن هي مي گفتيم قربونتون اين كارا بكنين .
ببخشيدا . اگه ميشه فلان كارا انجام بدين.
ديگه زن داداشام مي گفتن اين تبسم خيلي دلش براي اين سوخته .
كلا دل نازك كه بودم الانم بيشتر شده همينطور دلم مي خواد براي بعضی آدما كه مي بينم زار بزنم.
اخرم اين دل رحمي من كار دستم ميده و ميفتم در چاه.
پ ن :كاش اين سال 86 ته اش در بياد . 