سلام سلام سلام حال شما؟
خوب هسته؟
اين چند شب كه همه اش ساعت 12 خوابيدم و هيچي نفهميدم .البته وقتي مي خواستم بخوابم يه چك كامل از سا لن تا توي كمدا را مي كردم كه يه موقع يكي قايم نشده باشه.
جمعه خونه ابجي وسطي دعوت بوديم .
همون كه تو ماه رمضون اثاث كشي مي كرد. سور خونشونا دادن.
بعد مهموني اومديم يه تميز كاري حسابي كرديم و يه دوش گرفتيم و يه سري به دوستاي نتي زديم و خوابيديم. جاي دشمنتون خالي كه صبح كه برا نماز پاشدم اينقدر حالم بد بود
و قفسه سينه ام درد مي كرد كه اصلا نفهميدم چه جوري نماز خوندم و سريع خوابيدم يه جورايي اشهد مم گفتم.
اونقدر حالم بد بود كه مي گفتم خدايا من نميرم
تو خونه تنها
هيشكي نفهمه .لحافا كشيدم سرم و خوابيدم ولي وقتي پا شدم ديدم هنوز زنده ام .
كاري كه من فقط تو اين مدت كردم هي لباس شستم يعني تا امشب كه 5 روزه ماماني رفته مشهد من 3 بار لباس شستم .( بيچاره لباسشويي از دست من اگه نسوزه خيليه)
امروز يكي با يه شماره نا آشنا يه پيامك داد با عكس يه گل
و پايينش نوشته شده بود يه بوس بده
اين اطلسم كه اصلا اجازه نمي داد كه من گوشيم دستم باشه و مي خواست بدونه كيه . هرچي من ميگم ول كنه اشتباه شده ول كن نبود
تا اينكه گوشيا با زور گرفت و ما پيام داد كه شما فكر نمي كني پيامتونا اشتباه دادين؟
طرف: نه عزيزم . درسته درسته.
ما: اگه ميشه تماس بگيرين.شما؟
طرف:اگه ميشه تو تماس بگير جيگر
ما: اوني كه فكر مي كني ما نيستيم . برو يكي ديگه را بچسب
طرف: ولي من تو را مي خوام

منم كه ديگه از دست اطلس و اين طرف ناشناس هرسم گرفته بود و با گوشي ساناز زنگ زديم كه ببينيم كيه كه متاسفانه يه زن جواب داد و اطلس گفت من با استاد فتحي كار دارم . من خانم آريا هستم.
و اون خانوم گفت اشتباه گرفتين.
وقتي ديديم خانومه با دلي شكسته و پر از درد و دماغي سوخته پيام داديم كه اگه استاد فتحي اومد بگين با خانوم آريا تماس بگيره كه
طرف جواب داد فكر نمي كني كه خانوم آريا رو دست خوردي.
منم ديگه همچين آمپر چسبوندم و گفتم ول كن اطلسي . يه موقع فاميله مي خواد ببينه من مامانم نيست چند مرده حلاجم
و ديگه جواب ندادم
تا اينكه ساعت 7 شب با تلفن خونه زنگ زدم و ديدم كه آبجيم گوشيا برداشت و حسابي چرتم پاره شد. خلاصه يه چند تايي سر كارن كه من اوليش بودم كه فهميدم خواهرمه.
خيلي خوابم مياد خيلي كمبود خواب دارم.
شب خوش