سلام به همگی
اون هفته اومده بودم و باز این هفته هم اومدم.ولی فقط بیرون بودم و کارامو انجام میدادم. خیلیا فکر می کنند لوسم می خوام برگردم ولی واقعا همه اش واسه کارای شخصی بوده.
پنج شنبه اون هفته که صبح زود جایی رفتم و بعد اومدم خونه و باز ساعت 11 تا 6 عصر مدرسه ای بودم .
جمعه هم که مهمونی دوره بود. که هر ماه خونه یکی یه مهمونی ساده دوساعته گرفته میشه تا دیدارا تازه بشه.
این هفته هم 5/5 صبح که از خونه زدم بیرون 7 شب اومدم خونه.متاسفانه سرما هم خوردم به شدت که گلوم عفونت کرده و بد جور درد می کنه. ابریزش هم دارم. فکر کنم خوده انفولانزا خوکی ولی خودشو نشون نمیده. 
دیشب رفتم مامانیو بغلش می کنم میگم بیا تا یه بوست کنم. 
انشا ا.. اون هفته هم پنج شنبه میریم مشهد و یه هفته ای مشهدیم.
با قطار میریم.
قضیه مدرسه که اون بالا هستو میام میگم چیه ولی فعلا جاش نیست.
اصلا سرکار که توش پول باشه نیست ولی واسه خودم بهترین کاره.
هموطن شاید اون سیاه نوشته ای که بهتون دادم یه جورایی بعضی جاهاش داره واقعی میشه. البته یکیش.
دیگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تو خوابگاه هم خوبه . این ترم با خوزستانی, شیرازی, کرمانی و تبریزی هم اتاقم. فقط سیما ماله اصفهانه تازه خود اصفهان هم نه اطراف اصفهان زندگی می کنند.
بچه هایی خوبیند البته ادم باید خودش خوب باشه تا بقیه را خوب ببینه. منم که ماشاا .. عالیم. 
(یه ضرب المثل هست میگه تعریف از خود کردن...........)بقیه اش سانسوره
دیگه تمام آخر هفته ها میام اصفهان چون مجبورم.
مشهد هم قابل باشم دعاگوتون هستم. فکر کنم باید یه تریلی همسرای خوب(به قول اصفانیا از اون خَُُباش)
واسه همتون بگیرم. باشه درسو تحصیلو پولو هم میگم. ولی تو این زمونه سلامتی و عاقبت به خیری بهترین دعاست.
(باز من رفتم بالا منبرم. خوب چرا دعوا میکنی تازه مصیبت نخوندم)
.
مواظبت خودتون باشید . اگه شد پنج شنبه اون هفته یه سیاه نوشته هایی پست زده میشه. 